مولفان تاریخ 8 سال حماسه دفاع مقدس این روزها خاطره دو شهید از 2 اقلیم متفاوت شمال و جنوب کشور را زنده می کنند. این دو شهید جزو پدیده های صحنه جنگ به حساب می آیند اولی نوجوانی است که در خطه خرمشهر حوادث شگفتی را در روزهای مبارزه اهالی این شهر با عراقی ها رقم زده است و دومی خلبانی است که به دلیل ضربه های سخت در نبرد هوایی بر رژیم بعث با بی رحمانه ترین شکل توسط عوامل صدام به شهادت می رسد.
نوجوانی که الگوی ایستادگی خرمشهریها شد
شهریور 1359 شایعه حمله عراقی ها به خرمشهر قوت گرفته بود خیلی ها داشتند شهر را ترک می کردند کسی باور نمی کرد که خرمشهر به دست عراقی ها بیفتد اما جنگ واقعاً شروع شده بود بهنام که فقط 13 سال سن داشت، تصمیم گرفت بماند. او ایستاد.هم می جنگید هم به مردم کمک می کرد. بمباران که می شد می دوید و به مجروحین می رسید. او با همان جسم کوچک و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به صف اول نبرد میرساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند. بهنام چندین بار نیز به اسارت دشمن درآمد؛ اما هر بار با توسل به شیوهای از دست آنان می گریخت.
برای فریب عراقی ها می زد زیر گریه و می گفت: “من دنبال مامانم می گردم گمش کردم” او با بهره گیری از همین جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار دهد.
با تشدید جنگ و تنگ ترشدن حلقه محاصره خرمشهر , خمپاره ها امان شهر را بریده بودند. درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود. ناگهان بچه ها متوجه شدند که بهنام گوشه ای افتاده است و از سر و سینه اش خون می جوشید پیراهن آبی و چهار خونه بهنام غرق خون شده بود و چند روز قبل از سقوط خرمشهر دلاور خوزستانی بالاخره در 1359/7/28 پر کشید.
به این صورت نوجوانی که تا قبل از 31 شهریور در کوچه با همسن و سالهای خود بازی میکرد و آماده شروع سال تحصیلی جدید میشد بعد از2 الی 3 هفته به مدافعی تبدیل شد که با حرکت های حماسی اش شور مبارزه را در کالبد جوانان و نوجوانان شهر و دیارش دمید.
سرآمد خلبانان شجاع دل
سرلشکر خلبان «علی اقبالی دوگاهه»در حالی که زنده به اسارت مزدوران عراقی درآمده بود، به دلیل ضربات مهلکی که نیروی هوایی ارتش ایران در نخستین ماه جنگ بر پیکر ماشین جنگی عراق وارد نموده بود به دستور صدام به فجیعترین و بیرحمانه ترین وضع به شهادت رسید.
او به عنوان جوان ترین افسر شهید تاریخ نیروی هوایی ایران نام گرفته است افسر نخبه ای که به گفته فرماندهانش از پذیرش حضور در نیروی هوایی آمریکا سر باز زده بود تا از کاروان سربازان مدافع آب و خاک ایران اسلامی عقب نماند
او اهل رودبار استان گیلان بود. وی در 25 سالگی استاد خلبان جنگنده f-5 و در 27 سالگی با درجه سرگردی جزو افسران ارشد نیروی هوایی ارتش ایران شد. سرلشگر خلبان«عباس بابایی» و سرلشگر خلبان «مصطفی اردستانی» از شاگردان تحت آموزش ایشان بودند.
وی تکمیل دوره خلبانی را در سال 1347در پایگاه هوایی ویلیامز شهر فنیکس ایالت آریزونای امریکا را به پایان رسانده و با کسب رتبه نخست در بین بیش از 400 دانشجوی خلبانی از کشورهای مختلف به عنوان خلبان نمونه این پایگاه را از آن خود کرده بود
او در دوران آموزش و تحصیل در پایگاه ویلیامز آمریکا رکوردهای بسیاری را ثبت کرده بود. به همین دلیل به وی لقب سلطان پرواز را داده بودند.
در سال 1348 آموزش های تاکتیکی هواپیمای شکاری اف5 را به سرعت گذراند و به عنوان افسرخلبان جنگنده شکاری تاکتیکی اف5 تایگر در گردان 43 شکاری، فعالیت های پروازی خود را در پایگاه هوایی دزفول آغاز کرد.
سال 1351 مسابقه ای بین خلبانان تمام پایگاه ها، در پایگاه دزفول برگزار شد که شهید اقبالی حائز مقام نخست در بین خلبان ها شد. سال 1353 جهت گذراندن دوره کارشناسی تفسیر عکس های هوایی و مدیریت اطلاعات و عملیات هوایی مجددا به امریکا اعزام شد.
پس از بازگشت در پایگاه های هوایی بوشهر و تبریز به خدمت پرداخت شهید اقبالی در سال 1354 ازدواج کرد که ثمره آن فرزندی پسر بود که هم اکنون از پزشکان حاذق کشور است.
انجام بیش از سه هزار ساعت پرواز عملیاتی و آموزش خلبانی به ده ها دانشجوی جوان که تعدادی از آنها همچون شهیدان سرافراز سرلشگر خلبان عباس بابایی و سرلشگر خلبان مصطفی اردستانی به مقام والای شهادت نایل شده اند و یا به رده های ارشد فرماندهی نیروی هوایی رسیده اند از نقاط درخشان کارنامه درخشان شهید سیدعلی اقبالی است.
در بیان خصوصیات این شهید نوشتهاند وی فردی به صمیمی و مهربان بود. شهید اقبالی علاقه وافری به قرآن داشت و هرچند وقت کل قرآن را دوره می کرد.
خوشبختانه داستان شگفت انگیز مبارزه و شهادت این 2 فرزند برومند ایران اسلامی(شهید بهنام محمدی و خلبان اقبالی دوگاهه) دستمایه چند اثر ماندگار اعم از کتاب، فیلم و نمایشنامه و تئاتر شده است.